<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جمهور</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com</link>
<description>بهانه ای برای آگاهی و امید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 21 Jan 2014 13:53:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سر به مهر</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/31</link>
<description>بعد از مدت ها در سینما یه فیلم خوب دیدم که به دلم نشست. ده دقیقه هم نمیشه که فیلم تموم شده ولی دوست داشتم هرچه زودتر این پست رو بذارم. شاید در راستای کمی همذات پنداری با شخصیت اول فیلم (صبا(لیلا حاتمی)) بهترین درس فیلمنامه نویسی بود. دیدنش را قبل از شروع جشنواره از دست ندید. برای جشنواره من چهار سری بلیط گرفتم. دو سری ایران1 در سینما فلسطین با اون صندلی های فضاییش و با محیط حرفه ای جشنواره ایش و دو سری ایران2 در سینمای محلمون یعنی شکوفه با جو کاملا پایین</description>
<pubDate>Tue, 21 Jan 2014 13:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>کارتون خواب‏‌ ها</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/30</link>
<description>دور و بر ساعت 10 بود که به خانه برمی‌گشتم. قبل از اینکه به مترو برسم سوز عجیبی آمد و مرا یکباره لرزاندد. سرمای عجیبی بود. وقتی داخل ایستگاه رفتم، دیدم بچه های فال فروش میدان انقلاب از شدت سرما به مترو پناه آورده‏‏‌اند‏ و با هم گرم گرفته‏‌اند‏. با هم شوخی می‏‌کردند می‏‌خندیدند ولی غمی عجیب در چهره‌شان بود. در مسیر رسیدن به مترو غرق در فکر بودم، فکری که همه چیز را حتی بلیت زدن مترو را از یاد برده بود.</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2014 15:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>حالا وبلاگ گروهی میشود!!!!!!</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/29</link>
<description>سلام خیلی وقته که حمید واسم id ساخته اما حوصله وبلاگ بازی ندارم به خاطر همین مطلب نذاشتم...و فقط چون واسه تولدم فلش 8 گیگ خریده مجبور شدم سهمم رو از این وبلاگ ازش پس بگیرم... امروز ذوباره مستند پشت صحنه فیلم حمید رو ساختم اما میدونم میاد باز نظرات غیر کارشناسی میده!!! من و حمید سر فیلم آخرش حسابی داغون و با تجربه شدیم اما تجربیات من یه فرقی داشت و اون این بود که من مفتی به دستشون آوردم ولی حمید حسابی تو خرج افتاد....</description>
<pubDate>Tue, 05 Nov 2013 12:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rashidi</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>از فردوسی تا مهرآباد</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/28</link>
<description>1- فردای روزی که سفارت انگلیس اشغال شد با چند نفر از بچه ها نشستیم و در مورد درستی یا نادرستی آن اتفاق بحث کردیم. عده ای مخالف و عده ای موافق بودند. سرانجام آن بحث این بود که آن کار درست بوده است. چندی بعد با فاکتورهای جدیدی که در مورد آن اتفاق به دستم رسید متوجه شدم اشتباه فکر می کردم و کار کار غلطی بوده است. گذشت و گذشت تا حضرت آقا هم اقدام دانشجویان را مورد نقد قرار دادند و از آن گلایه کردند. در گذشته هم اتفاقاتی از این دست افتاده بود که رهبر از آن</description>
<pubDate>Fri, 11 Oct 2013 11:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>آپ</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/27</link>
<description>سلام دوستان این روزها به دو علت آپ نبودم : اول اینکه اینترنتمون تموم شد و پول نداشتم تمدید کنم. شاتل هم انقدر اس داد که اگه تمدید نکنی فلانت می کنیم و بهمان و در نهایت هیچ غلطی نکرد. دوم اینکه درگیر ساخت دومین فیلمم بودم. و البته هنوز هستم که باید مفصلا اتفاقات را شرح دهم تا در تاریخ بماند. از آدم هایی که کمک کردند تا فیلم بسازم تا آدم هایی که تلاش کردند تا فیلم نسازم. و هنوز این سوال برایم باقی است: چرا بچه تو هفته اول ، آن هم در شهریور می آیند دان سر</description>
<pubDate>Tue, 24 Sep 2013 06:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>فلفل دلمه ای</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/26</link>
<description>امروز اتفاقی برایم افتاد که اگرچه نه مهم است و نه جالب اما دوست دارم ثبت شود. داشتم میرفتم دانشگاه دیدم ملت دور یک وانت جمع شدند. جلوتر رفتم دیدم داره فلفل دلمه می فروشه دو کیلو دو هزار تومان. چند دقیقه ایستادم تا خلوت تر بشه تا اینکه هفت هشت نفر آدم بیشتر نمانده بوودند. رفتم جلو و با اجازه از صاحب بار یک عکس گرفتم. بعد ملت گفتند&quot; اِ ما هم عکس بندازیم &quot; یک خانمه گفت &quot;عکسشو نشونم میدی ببینم چطور شده&quot; یعنی فقط کم مانده بود بگه برام بولوتوث کن.</description>
<pubDate>Sat, 24 Aug 2013 18:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>سفر عکاسی با موضوع مسجد</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/25</link>
<description>وقتی هدف سفرت معلوم باشه سردرگم نیستی. قرار بود برای انتخاب لوکیشن فیلمی که می خواهیم بسازیم دنبال یک مسجد با چند تا ویژگی خاص بگردیم. مسیر کاشان - نطنز - اردستان - نائین بود اما به نائین نرسیدیم. سفر خوبی بود مختصر و مفید با عکس های خوب. خرج سفر هم زیاد نشد. نفری 63 هزار تومان. یکی تو مسجد جامع نطنز وقتی دید آنالوگ دستمونه از مجموعه آنالوگ خودش گفت و آنها را بهمان نشان داد تا بخریمشان ولی چون قیمت نداشتیم نخریدیم.</description>
<pubDate>Sat, 17 Aug 2013 12:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>  جمله نویسی</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/24</link>
<description>- ساعت پنج صبح می خوابی و ساعت هفت با زور 5 تا آلارم که گذاشتی از خواب بیدار می شوی. - تصمیم میگیری با ماشین بروی. - مادر می گوید من را هم تا مسجد ببر. - نماز شروع شده، مادر را نزدیک آخرین صف پیاده می کنی تا به نماز برسد. - چون خیابان را بستند تصمیم می گیری یک گردش به چپ غیر قانونی انجام دهی. - پیرمردی کنار خیابان ایستاده و عصایش را همچون شمشیر زورو رو به تو می چرخاند تا بایستی. - دیرت شده است. - یک هزاری بهت نشان می دهد تا به مسجد آن طرف خیابان برسانیش.</description>
<pubDate>Sat, 10 Aug 2013 09:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>پدیده ای به نام فرهنگ</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/23</link>
<description>چند وقت پیش آماده ی رفتن به جلسه ای می شدم. یکی از دوستان از من پرسید که اگر از تو در مورد چیستی فرهنگ سوال کنند، چه خواهم گفت. شاید روزها به این سوال فکر کردم و به پاسخ هم نرسیدم. چرا که پدیده ای به نام فرهنگ پیچیده تر از آنی است که در غالب عبارات بیان شود. به انتخابات ریاست جمهوری رسیدیم. سوال شما برای فرهنگ چه برنامه ای دارید؟ جز اولویت اول من نبود ولی انتظار داشتم این پدیده برایم شناخته شود اما نشد.</description>
<pubDate>Wed, 07 Aug 2013 14:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title>کلاس عکاسی</title>
<link>https://jomhoor-iran.blogfa.com/post/22</link>
<description>1 - دیشب بعد از سحری رفتم سری فیس بوک بزنم دیدم مصطفی عکسی که پارسال از 22 بهمن گرفته بود رو گذاشته است. با هم رفته بودیم عکاسی با دوتا زنیت آک.نگاهم به دوربینم در گوشه اتاق افتاد. هی گفتن بروم؟ نروم؟ تو این گرما. خلاصه با مصطفی قرار گذاشتیم: ساعت 10:30 چهارراه ولیعصر 2- تمام صبح به این فکر می کردم که عکس­های فردا باید چجوری باشند. و اینکه چجوری میشه با یه عکس مفهومی به نام روز قدس نشون داد. معمولا عکس های راهپیمایی های ما از روی پوسترها مناسبتش معلوم میشه</description>
<pubDate>Fri, 02 Aug 2013 12:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>jomhoor-iran</dc:creator>
<guid>jomhoor-iran.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
</channel>
</rss>
